بخش اول

این‌ روزها جوی که از نظر رسانه‌ای برای قرارداد_۲۵_ساله‌ ایران با چین ایجاد شده است ، فضا را برای نقد و بررسی سازنده و حتی ارائه‌ی پیشنهادهای تکمیلی برای بهینه‌سازی و ترمیم این قرارداد تنگ کرده است.

نه آن‌هایی که به شدت به این قرارداد حمله می‌کنند حرفی در مورد حالت ایده‌آل یا دست‌کم بندهای ایده‌آل می‌زنند و نه آن‌هایی که دفاع می‌کنند به این فکر می‌کنند که می‌توان توافق بهتری با چین داشت.

اما فارغ از این دو شیوه‌ی برخورد حاکم، این سوال را می‌توان مطرح کرد که :((قرارداد ایده‌آل با چین باید چگونه باشد))؟ قطعا این سوال پاسخ مفصلی می‌طلبد اما دست ‌کم هر کس می‌تواند به بند یا بندهایی از آن‌چه ایده‌آل می‌داند فکر کند و آن‌ها را پیشنهاد دهد.

مثلا یکی از اجزای مهم این قرارداد، موضوع فروش و تامین نفت از سوی ایران و در مقابل خرید نفت از سوی چین است.

در ازای تامین نفت از سوی ایران، حالت ایده‌آل برای چین، این است که به ایران یوآن بپردازد و یا کالاهای مورد نیاز ایران را تامین کند. اما حالت ایده‌آل برای ایران چیست؟ احتمالا بسیاری از افراد از جمله دولت‌مردان فعلی حالت ایده‌آل را دریافت_دلار در ازای نفت فروخته شده می‌دانند.

روالی که در گذشته مرسوم بوده است. اما آیا این واقعا یک حالت ایده‌آل است؟

امروز با توجه به شرایطی که کشور از حیث اقتصادی در آن قرار دارد، می‌توان پیشنهادهای بهتر و حالت‌های ایده‌آل‌‌تری را مطرح کرد ؛ مثلا این پیشنهاد: «چین در ازای نفت به ایران ریال بدهد.» بله ، چین پول خودمان را به خودمان بدهد ، اما گرفتن چیزی که در کشور وجود دارد، و زیادی هم وجود دارد، در ازای فروش نفت به چین چه فایده‌‌هایی برای اقتصاد کشور می‌تواند داشته باشد؟

بخش دوم

در بخش قبل این نوشتار به موضوع قرارداد ۲۵ ساله‌ ایران با چین پرداخته شد و این‌که قرارداد در وضعیت ایده‌آل چه بندهایی می‌تواند داشته باشد.

همان‌گونه که گفته شد موضوع  فروش نفت به چین ، هم برای ایران از حیث فروش نفت و هم برای چین از حیث تامین باثبات نیاز خود به نفت اهمیت دارد. اما در ازای نفتی که به فروش خواهد رسید در حالت ایده‌آل چه چیزی باید تقاضا کرد؟

آیا دریافت دلار در ازای فروش نفت، به گونه‌ای که قبل از تحریم ‌ها مرسوم بود، بهترین حالت است؟

با توجه به شرایط اقتصاد کشور، خصوصا از نظر حجم بالای نقدینگی و کاهش ارزشریال، پیشنهاد دیگری مطرح شد : «چین در ازای فروش نفت به ایران ریال بدهد.»

اما دریافت ریال، که توسط بانک مرکزی ایران می‌تواند چاپ شود، چه مزیتی دارد؟

برای پاسخ به این سوال بهتر است ابتدا به سوال دیگری توجه کنیم؛ «چین ریال کافی برای خرید نفت را از کجا تامین کند؟ چین، حجم واردات گسترده‌ای به ایران دارد، لذا می‌تواند در ازای صادرات کالا و خدمات به ایران، ریال دریافت کند و این ریال را برای خرید نفت دوباره به ایران بپردازد.

در این فرآیند یک چرخه شکل خواهد گرفت، یکم، صادارات کالا از چین به ایران؛ دوم، دریافت ریال از ایران که در قالب جمع‌آوری ریال از بازار و یا در دریافت از دولت ایران خواهد بود؛ سوم، صادرات نفت از ایران به چین و چهارم، پرداخت ریال از چین به ایران. با شکل‌گیری این چرخه به تدریج مزیت‌های فروش نفت_به_ریال خود را نشان خواهد داد.

 

در این فرآیند ، چین دولت را در تنظیم حجم نقدینگی موجود در بازار کمک می‌کند، مثلا وقتی یک دستگاه موبایل چینی، در بازار ایران به فروش می‌رود، پول آن در طی این فرآیند، در اختیار دولت ایران قرار می‌گیرد، چرا که چین برای این‌که بتواند نفت مورد نیاز خود را از ایران خریداری کند، همان ریال را به ایران خواهد پرداخت.

علاوه‌ بر این، در جریان این چرخه، نه تنها وابستگی کشور به ارزهای مرجع جهانی به حداقل می‌رسد بلکه ریال به تدریج به یک ارز بین‌المللی بدل خواهد شد، چرا که سایر کشورها نیز مانند چین با استفاده از آن امکان خرید نفت ایران را خواهند داشت و عملا ریال پشتوانه‌ی‌ معتبری به نام نفت خواهد یافت. این روند ریال را در داخل کشور تقویت و در خارج از کشور معتبر خواهد کرد.

 

دکتر صالح ایزدی ،تحلیلگر سیاسی