در روزهای آغازین غائله شیخ جراح فاکتورهای متعددی وجود داشت که نشان گر آن بود این مسئله ختم به یک اعتراض و آشوب کوچک و در نهایت خاموشی آن نخواهد شد.

به خاطر دارم در همان روزهای اول عده ای از کارشناسان از بالا گرفتن غائله بر حذر بوده و افزایش تنش ها را منع می کردند.

نگاه توطئه نگارانه از سوی نتانیاهو از یک طرف و قدرت فوق العاده نابرابر ارتش و دستگاه امنیتی رژیم اسرائیل در برابر یک گروه کوچک چند ده هزار نفره مسلح مبتدی آن هم در یک محاصره شدید کاملا غیرانسانی از طرف دیگر آنان را مجاب به یک بازی دو سر باخت در افزایش تنش ها می کرد.
اما مقاومت اسلامی و ایران تصمیم دیگری داشت، یعنی افزایش شعاع درگیری که تنها بخشی از آن در این چند روز عملی شد و بخشی دیگر مترصد حضور بود. حماس و مقاومت بزرگ فلسطین در روزهای ابتدایی این درگیری که گمان به ختم آن می شد بزرگترین حمله راکتی و موشکی در تاریخ را علیه رژیم اسرائیل را آغاز کرد. از طرفی دستگاه های اطلاعاتی اسرائیل خود را در یک شکست اطلاعاتی_عملیاتی در جنگ پنهان شاباک و موساد با جبهه مقاومت جهت رصد و عدم تسلیح مقاومت فلسطین می دید و از طرفی دیگر برآوردی دقیق از توانایی های جدید و بالقوه مقاومت فلسطین از افزایش برد موشک ها ،پهپادهای انتحاری و روش ها و تکنولوژی های جدید این جبهه نداشت.
به دور از هرگونه شعر و شعار باید گفت که رژیم پوشالی اسرائیل با چشمان خود به خوبی دید که یک گروه کوچک جهادی چگونه می تواند یک هفته چهار میلیون شهروندش را به سگدانی ها و پناهگاه های ساختگی روانه کند. رژیم اسرائیل ترس جدیدی هم در ساختار پوشالی خود و هم در قلب شهروندان غاصبش تجربه کرد . ترسی که سنگ بنایی برای مهاجرت های معکوس و تسریع روند فروپاشی اسرائیل و ادعاهای گزاف و پوشالی این رژیم خواهد شد.
حال باید بی پرده گفت که برنده بازی ایران و اسرائیل که بود؟ ایران توانست جبهه مقاومت فلسطین را از حالت تدافعی به فاز تهاجمی تغییر دهد، ایران توانست گزاره مقاومت را در جامعه خفته فلسطین دوباره جانی دیگر بدهد ،ایران توانست نسل جدید فلسطینیان متشکل از جوانان را بیدار کرده و روانه میدان کند و بانی تقویت فرهنگ مقاومت اسلامی شود، ایران توانست نقش محوری خود را در کمک مقاومت فلسطین و مردم فلسطین با صدای بلند در منطقه اعلام کرده و نفوذ معنوی خود را در جهان عرب و مردم فلسطین افزایش داده و گزاره های غلط ناشی هزینه کردهای وسیع عملیات روانی و رسانه ای علیه ایران مبنی بر دشمنی ایران با فلسطین و همدستی آن با رژیم اسرائیل را در بین عرب زبانان و مردم منطقه تغییر دهد ، ایران توانست همراه با فشار افکارعمومی و جهان غرب علیه اسرائیل داستان های اسطوره ای ارتش اسرائیل و هیبت پوشالی این رژیم را نیز به لجن بکشد.
در نهایت آنچه که میوه این روند شد اعلام آتش بس و تحمیل بندهای مقاومت فلسطین از ورود آزادنه مردم فلسطین به مسجد الاقصی تا توقف اخراج فلسطینیان از منطقه شیخ جراح بود. درست بعد از تحمیل این بندها بود که فلسطین فهمید راه حل در تهاجم است و نتانیاهو و امثال او زبان موشک را به خوبی می فهمند. نتانیاهو کوشید از طریق تخریب غزه و ایجاد فشار روانی و وارد کردن خسارت هایی بالغ بر ۳۰۰ میلیون دلار هزینه این طرز تفکر و راهبرد اساسی را بالا ببرد این هزینه ها و تخریب های وارده حتی از طریق کشورهای منطقه قابل جبران خواهد بود و شکست نتانیاهو در راهبرد فشار روانی و ایجاد هزینه علیه مقاومت امروز در شادی فلسطین و جوشش روحیه مقاومت در فلسطین نیز قابل مشاهده است. بله با چشم خود می بینم ایران به وسیله یک گروه کوچک مقاومت در یک جنگ کاملا نابرابر چگونه برنده شد.

درود خدا بر روح بلند بالای یگانه مرد مقاومت حاج قاسم سلیمانی، این تازه آغاز مسیری است که حاج قاسم در جلوی ما قرار داد و باور داریم قدس کلید حل بسیاری از مسائل است.

 

دکتر صالح ایزدی ، تحلیلگر سیاسی