سفته بازی در بازار دلار ، طلا، زمین و خودرو این بار وارد بازار بورس شده است. اگر ورود این حجم از سیل نقدینگی به بازار بورس تهران با هدف و اصول مشخصی و با دید بلند مدت روی می‌داد نگرانی کمتری داشتیم.

اما سال اخر دولت روحانی است و دولت برای جبران کسری شدید بودجه ( که به خاطر تحریم‌ها، کاهش شدید قیمت نفت، تبعات اقتصادی وحشتناک کرونا و … است)دست به واگذاری سهام‌های شرکت‌های دولتی در بورس زده است و همین امر موجب سرازیر شدن سیل نقدینگی به بازار بورس تهران شده است.

شاخص بورس در دوره رکود عمیق اقتصادی در حال شکستن رکوردهای پیاپی است به نحوی که ظرف چند ماه ارزش سهام چند برابر شده شده است.

این، هم می‌تواند مثبت باشد و هم فاجعه ای بی‌سابقه را رقم بزند. هدایت کردن نقدینگی تورم زا به سمت بورس می‌تواند اتفاق مبارکی باشد، مشروط بر این که عایدی آن صرف رونق تولید شود و نه درآمدزایی محض برای گذران امور دولت که متاسفانه روی‌کرد دوم درست است.

رشد شاخص در بورس بیشتر به دلیل سفته‌بازی است و نه رشد صنعت و اقتصاد کشور.اگر این حجم از گردش پول در بازار بورس نصیب شرکت‌ها و ارتقای صنعت می‌شد، جای خوشحالی بود ولی متاسفانه بورس به محل رقابت قماربازان و سفته‌بازان تبدیل شده است.

مردم عادی که قبلا برای جلوگیری از آب رفتن سرمایه خود ، دلار و طلا می‌خریدند (که این امر هم مذموم است) نیاز چندانی به داشتن سواد و آگاهی لازم نداشتند و برای دلار و طلا اکثر مواقع خریدار وجود دارد.
اما در بازار بورس وضعیت به گونه دیگری است ؛ افراد حرفه‌ای سهام را در پایین‌ترین قیمت خریداری می‌کنند و در بالاترین قیمت می‌فروشند ؛ اما این پایین‌ترین و بالاترین محدوده ای است که تنها افراد آشنا به بازار سرمایه می‌توانند از آن سر دربیاورند؛ نه مردم عادی که دانش چندانی از بازار بورس ندارند. این طیف از افراد به مثابه لقمه چرب و نرمی برای حقوقی‌های گرگ بازار بورس تهران هستند که درکمین سرمایه‌های مردم نشسته‌اند.

دولت چشم خود را بر روی ورود نقدینگی بی‌حساب و کتاب به بورس بسته است.

آیا دولت که در سود این بازار شریک است، در قبال زیان و خسارت احتمالی مردم هم پاسخگو خواهد بود یا مسئولیت آن، گردن دولت بعدی خواهد افتاد؟

 

دکتر صالح ایزدی تحلیلگر امور سیاسی