ارسطو ، این فیلسوف جامع و اندیشمند بزرگ همه دوران‌ها را، معلم اول نام نهادند.
و این البته نشانگر مقام فاخر معلمی است .

اکنون مي ارزد که ما کرونا را معلم آخر بنامیم. اما چنان که در برخي تعابير آمده،آخرین فروترین نیست و بسا که فراترین باشد.

معلم آخر، اینجا نشانگر آخرِ معلمی است. اما آموزه‌های این معلم آخر کدامند که او را شایسته این نام می‌کنند؟

نخست، کرونا تصویر ما را از جهان دگرگون کرد ؛
او نشان داد که جهان اسرارآمیز است و این را عیان کرد که چگونه طومار حیات بشر، با همۀ طول و عرض تمدنش، می‌تواند با خُرده پايي ناچیز در هم‌پیچیده شود و همچون پاره کاغذی، مچاله و به دور افکنده شود.
آدمی باید بیاموزد که جهان پر از اسرار ناشناخته است و او در غار هزارتویی گام می‌زند که از هر کناره‌اش رازی بیرون می‌جهد و تا کرانه ها سر می‌کشد.
كرونا نشان داد که در این جهان، ماده و غيرماده در هم تنيده و جسم و جان در هم پیچیده‌اند؛ چنان که جان گران من و تو در گرو جسمی ارزان و ناچیزي چون کروناست.
و ما چه به خوبی آموختیم که پاسداشت جان، در گرو چشمداشت به پاکیزگی در جسم است.

دوم، کرونا معرفت‌شناسی ما را تحول بخشید. او نشان داد که واقعیت‌هایی در جهان وجود دارند که نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت و از آن‌ها عبور کرد، بلکه باید در برابر آنها بايد سرفرود آورد.
سازه‌گرایان کجایند تا ببینند که همه چیز ساختۀ ذهن بشر نیست و واقعیت‌هایی سترگ وجود دارند که راه ما را می‌بندند و ما را به شناخت خود وامی‌دارند.
آری این ذهن خلاق ماست که باید جامه‌ای درخور قامت این واقعیت‌ها بدوزد، اما نه جامه‌ای برای هیچ کس و هیچ چیز.
ما هستیم که با سازه‌های ذهنی خود، کرونا را معلم آخر می‌نامیم، اما آیا این اسم بی‌مسمایی
است؟

سوم، کرونا اخلاق و ارزش‌ها را زیر و رو کرد. او یک برابری‌خواه بزرگ است. او برابری انسان‌ها را در برابر دیدگان ما قرار داد. .
او نیز همچون مادرش، مرگ، نشان داد که همه در برابر قانون او برابرند و هیچ کس برتر از دیگری نیست.
در چشم او پاپ و پیرو یک حکم دارند.
او شاه را بر همان زمینی می‌کوبد که گدا دیرزمانی بر آن زیسته است.
فراتر از این برابری‌خواهی، کرونا «من» را به «ما» تبدیل کرد و به خوبی نشان داد که انسان‌ها نه تنها يكسان و برابرند ، بلکه تنگاتنگ در بر یکدیگرند و سرنوشت همۀ آنها چون تاروپودی بهم پیچیده است.
چنین نیست که اگر کسی گلیم خویش را از آب برگیرد، بتواند در گوشۀ عزلتی، مأوی بگیرد و در حباب بستۀ خویش زندگی کند.
یا همه با هم زنده می‌مانیم یا همه با هم می‌میریم . این است آموزه سترگ کرونا.
با این آموزش، او کلید طلایی اخلاق را در دستان ما نهاد. این کلید طلایی، غلبه بر خودمحوری است و در این سخن حکیمانه جلوه‌گر شده است که آنچه را بر خود نمی‌پسندی بر دیگران مپسند.

سرانجام، باید گفت که کرونا یک مربی حاذق است.
پنجه در پنجه تو می‌نهد و بر زمینت می‌افکند تا برخیزی و از ضعف قدرت بسازی.
چند صباحی تو را سنکوب می‌کند تا با او مبارزه کنی و به این ترتیب، نیروهای ناشناختۀ خویش را بشناسی.
او سرانجام پشت خویش را به خاک خواهد نهاد تا تو قدرت خود را بازیابی.
این ترفند او برای رشد تو است. او باز روزی از روزنه اي دیگر و با نامی دیگر به تو حمله‌ور خواهد شد.
او می‌آید تا غرور تو، این قدرت پوشالی را در هم بشکند و قدرت واقعی تو را از نهادت بیرون کشد.
آری کرونا معلم آخر است.

پس بياييد با هم باشيم و بفكر هم / درد ديگران را درد خود بدانيم و مشگل، دوست ، همكار، همسايه و …. را مشگل خود حساب كنيم . دنيا در حال گذره واجازه ندهيم وقتي زود دير بشه و دستمان از همه چي كوتاه!!!

با ارزوي سلامتي مقام عظماي ولايت و همه هموطنان عزيزم و با اميد رفع مشكلات مردم
و كشور عزيزمان

با احترام : قادر کبودی
١٣٩٩/١/١٠