کدام یک علت بی‌اطلاعی ظریف از اقدامات حیاتی محور مقاومت بود؟

جواد ظریف در فایل صوتی افشا شده ای که منتشر شده، می‌گوید که در جمهوری اسلامی، در بسیاری از موارد این دیپلماسی بوده که فدای «میدان» می‌شده و او از بسیاری از اقدامات مهم بی‌اطلاع بوده و مواردی از جمله بی‌اطلاعی از حمله به عین‌الاسد و وضعیت جنگ سوریه را شاهدی بر ادعای خود ذکر می‌کند.

با اینکه ظریف در اظهارات خود سعی دارد تمام این دسته از اتفاقات را ناشی از اشتباه نظام در برتری دادن میدان نظامی به عرصه دیپلماسی بداند، اما اطلاعات روی زمین می‌گوید که این تمام واقعیت نیست.

این ماجرا بخش‌های ناگفته‌ای دارد که اتفاقا نه به دلیل برتری میدان بر دیپلماسی، که به جهت شخص جواد ظریف و ساختار معیوب و مسموم وزارت خارجه باید مورد توجه قرار گیرد و حوادث دیگر مبتنی بر آن تحلیل شود.

ارتباطات مشکوک ظریف با مراکز غربی از جمله «گروه بین‌المللی بحران» و «نایاک» از دیرباز محل نقد جدی بخش مهمی از نهادهای نظارتی نظام بوده است. مراکزی که با اعضای نشان‌دار صهیونیست از قبیل جورج سوروس، زیپی لیونی وزیر خارجه اسبق اسرائیل و شیمون پرز ارتباطات روشن و اعلام شده‌ای دارد.

«رابرت مالی» که اکنون اصلی‌ترین فرد ایالات متحده در برابر جمهوری اسلامی است، قبلا ریاست گروه بحران را برعهده داشته و در حقیقت مسئول همان گروهی است که متن از پیش آماده شده برجام را ماه‌ها قبل از توافق به طرف‌های مذاکره پیشنهاد کرده بود.

«تریتا پارسی» از اعضای ارشد نایاک در کتاب خاطرات خود می‌نویسد که هرگز برای او سخت نبوده که در دوران مذاکرات با محمدجواد ظریف گفتگوهای طولانی مدت خصوصی در هتل محل اقامت وی داشته باشد! او همچنین در کتاب خاطرات خود نوشته که ۳۳ دیدار با مقامات کاخ سفید درباره توافق هسته‌ای داشته که از جمله آن افراد «بنرودز» مشاور اوباما در کاخ سفید، مالی و «کالین کال» مشاور امنیت ملی «جو بایدن» معاون اوباما بوده‌اند.

گروه «رهپویان صلح» و انجمن «کاسمی» که در حکم خواهران دوقلوی «نایاک» فعالیت دارند، از دیگر مجموعه‌های مشکوکی هستند که با تیم مذاکره‌کننده و هیات آمریکایی ارتباطات نزدیکی داشته و دارند. «هومن مجد»؛ شخصی که روی بالکن هتل محل مذاکرات در کنار جواد ظریف دیده شده بود، مدیر گروه «رهپویان صلح» است.

«محمدعلی شعبانی» عضو دیگر نایاک از اعضای دوتابعیتی تیم مذاکرات هسته‌ای بود که ظریف درباره وی گفته وطن‌پرستی و حمایت آنها از منافع ملی جای تردید ندارد. وی از کارآموزان نایاک بود که بعدها سفری مخفی به اسرائیل داشت و با افراد و نهادهای مختلفی دیدار کرد.

انتصاب «سحر نوروززاده» از اعضای نایاک به سخنگویی فارسی زبان وزارت خارجه آمریکا در دوره جان کری نیز از جمله موارد دیگری است که ارتباط این دو طیف را آشکار می‌کند. سحرنوروز زاده همان کسی است که انتشار عکس او با «عبدالرسول دری اصفهانی» که به اتهام جاسوسی دستگیر شد، خبرساز شده بود.

دیدار و گفتگو با «رند پال» که در واقع نماینده ترامپ بود و بحث‌های زیادی را برانگیخت نیز از جمله اقدامات عجیب دیگر ظریف بود. او هر چند سعی داشت این شخص را «نماینده مردم آمریکا» معرفی کند، اما پس از مدتی مشخص شد که او فرستاده ترامپ بوده و ظریف نیز به دلیل عدم قبول مذاکره مستقیم با دولت ترامپ پس از این دیدار تحریم شد!

مجموعه این ارتباطات مشکوک و مواضعی از قبیل تمسخر قدرت دفاعی کشور و اتهام پولشویی به نظام جمهوری اسلامی، از ظریف و مجموعه تحت مدیریت او دستگاهی نامطمئن و غیرقابل اتکا در پروژه‌های کلان و مهم کشور ساخته است.

این وضعیت به شکلی است که حتی نهاد ریاست جمهوری و شخص حسن روحانی در مواقع حساسی چون سفر بشار اسد به تهران، وزارت خارجه را در جریان قرار نداده بودند و همین امر باعث استعفای پر سر و صدای ظریف شد.

لزوم حفاظت اطلاعات و حراست از اسرار حیاتی محور مقاومت در کنار سابقه منفی تیم وزارت خارجه، شاید راهگشای بهتری برای فهم چرایی چیزی باشد که ظریف بر آن نام «برتری میدان بر دیپلماسی» می‌گذارد.

 

دکتر صالح ایزدی ، تحلیلگر سیاسی